حراج!

فرهنگ موضوعی تفسیر تبیان

نخستین فرهنگ نامه موضوعی تفسیر شیعه
کد محصول: 700053

۱۰,۰۰۰ تومان ۹,۵۰۰ تومان

وضعیت: موجود

توضیحات مختصر

 

ارائه ۱۱۸۹۱ کلیدواژه، ۶۱۰۲۹ نمایه، ۳۱۷۹۶ موضوع استخراج شده از تفسیر تبیان، تفکیک ۲۱۴۲ اصطلاح هم معنا در نظام مترادفات و…

نوع نرم‌افزار: معجم موضوعی

موضـوعات: قرآن و علوم قرآن

تعداد کتاب‌ها: 49

سیستم عامل: ویندوز

توضیحات

معرفی اجمالی فرهنگ موضوعی تفسیر تبیان

لوح فشرده و گرانسنگ فرهنگ موضوعی تفسیر تبیان بعنوان نخستین فرهنگ نامه موضوعی تفسیر شیعی به منظور تسهیل در امر پژوهش و تحقیق محققان حوزه و دانشگاه به همت مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی تولید شد. این نرم افزار دربردارنده مطالب متنوع و گسترده موجود در مجلدات ده گانه تفسیر تبیان با طبقه بندی موضوع (چکیده متن) نمایه و تکواژه، جهت اطلاع رسانی دقیق و فراگیر از تفسیر مذکور می‌باشد، که تأمین کننده نیاز قرآن پژوهان و محققان علوم و معارف اسلامی خواهد بود.
محتوای نرم‌افزار

ارائه ۱۱۸۹۱ کلیدواژه، ۶۱۰۲۹ نمایه، ۳۱۷۹۶ موضوع استخراج شده از تفسیر تبیان
تفکیک ۲۱۴۲ اصطلاح هم معنا در نظام مترادفات
ارائه ۸۵۶۹۳ مفهوم وابسته در نظام مرتبطات
ارائه ۱۰ عنوان لغت نامه قرآنی و لغوی

 

دربــاره فرهنگ موضوعی تفسیر تبیان

تهیه فرهنگ موضوعى قرآن کریم آرزویى دیرین براى قرآن پژوهان به‏ شمار مى‏ آید. بخش قرآن مرکز تحقیقات کامپیوترى علوم اسلامى بر این باور بود که براى عملى کردن این آرزو، باید تجربه‏ اى اندوخته شود که خود نمونه ‏اى از فرهنگ موضوعى متناسب با قرآن باشد. بدین جهت پیشنهاد فرهنگ موضوعى دو تفسیر، یکى از متقدمان و دیگرى از متاخران داده شد که پس از بررسى فراوان، تفسیر تبیان شیخ طوسى(460-385ق) از متقدمان و تفسیر المیزان علامه طباطبایى(1361-1281ش) از متاخران به تصویب رسید که ابتدا عملیات فرهنگ موضوعى تفسیر تبیان آغاز گردید.

بدون شک تکمیل و تولید این دو فرهنگ موضوعى تفسیرى، سببى براى کسب تجربه عملى و علمى محققان خواهد بود تا با افقى واقعى به پیشگاه فرهنگ موضوعى قرآن روند.

الف _ اهمیت تفسیر تبیان:

تبیان نخستین تفسیر جامع و فراگیر شیعه است که در زمینه‏ هاى گوناگون علوم قرآنى مانند قرائت، لغت، اعراب، نزول، نظم، ناسخ و منسوخ، محکم و متشابه و… در آن به گونه اى شیوا و دقیق سخن به میان آمده است.

این تفسیر گسترده ترین تفسیر شیعى بوده که به رد عقاید مخالفان و اثبات آراء کلامى و فقهى امامیه پرداخته است. تا زمان شیخ طوسى دانشمندان امامیه، تفسیرى که مشتمل بر تمام مباحث در قرآن باشد تالیف ننموده بودند، ایشان گام نخست را برداشت و تبیان را نگاشت بدین جهت مى توان وى را پیشوا و امام مفسران شیعه دانست.

شیخ تلاش دارد تا شیوه‏اى کامل در تفسیر اتخاذ کند، از این رو مباحث فراگیر در تبیان را مى توان لغت، قرائت، تفسیر، اعراب، اسباب النزول و نظم برشمرد که بدون داشتن عنوان و نظمى فنى، مطرح مى گردد.

ب_ گذرى بر روش تفسیرى تبیان‏:

* لغت و اشتقاق‏

در هر بخش روش خاصى براى بیان مطالب وجود دارد، که حاکى از تسلط مفسر بر آن علوم مى‏ کند. بطور مثال در بحث لغت و اشتقاق، که از دانشهاى لازم براى هر مفسر است، از منابع و مصادر اصیل لغت استفاده شده است، مباحث لغوى به ویژه در سوره‏ هاى نخستین، جایگاه ویژه اى را به خود اختصاص داده تا آنجا که، ممکن است برخى با پیش داورى عجولانه، روش این تفسیر را لغوى برخوانند.

در این بخش، ابتدا واژه‏ هاى مترادف لفظ مورد بحث بیان شده، نقیض آن نیز ذکر گردیده، سپس مشتقات و معانى گوناگون کلمه یادآورى مى‏ شود و در آخر با اصطلاح “و اصل الباب” به معناى اصلى آن لفظ که در آیه به کار رفته اشاره مى شود. در بسیارى از موارد تفاوتهاى میان واژه‏ هاى مورد نظر را متعرض و پس از آن براى تفسیر لغوى و تبیین واژه‏ اى، از تمثیل، استشهاد به آیات، احادیث، اشعار و امثال عرب استفاده شده است که بطور چشم گیرى در تبیان عرض اندام مى کند.

فراگیر بودن تبیان‏ در مباحث دیگر نیز نظیر این بخش عمل مى کند.

از بیان شیخ در مقدمه استفاده مى شود که ایشان تفسیر نگارى فراگیر و جامع را که علوم و فنون مختلف قرآنى را داشته باشد، مى پسندد، به گونه اى که غیر تفسیر را رها کرده و از زیاده قلم فرسایى ملال‏آور و کوتاه‏گویى خلل‏آور پرهیز نموده است.

فراگیر بودن تفسیر خود را در دو محور توضیح مى دهد:

1. روش طرح و تنظیم فنون قرآنى، مانند لغت، قرائت، معنا، اعراب که بطور عمومى در سراسر تبیان به چشم مى خورد.

2. روش مبنایى در پاسخ به نظرات و آراء کلامى مذاهب گوناگون، مانند معتزله، مجبره (اشاعره)، مشبهه، مجسمه، خوارج، یهود، نصارى و دیگران.

*تفسیر قرآن به قرآن و روایات‏

شیخ در روش تفسیرى از روش قرآن به قرآن بهره وافرى برده است، و توجه زیادى به سیاق آیات داشته، از قرائن و استدلال عقلى براى بیان و توضیح مطالب استفاده نموده است. روایات تفسیرى را در موارد مختلف بازگو مى‏کند و در برخى موارد نیز به اقوال صحابه و تابعان مى پردازد و در صورت عدم تنافى با قرآن یا احکام ثابت عقلى آن را مى پذیرد یا سکوت مى کند. در بحثهاى فقهى نیز با ذکر برخى روایات مربوطه، فروع و احکام مسئله را مطرح و نظرات فقهى پیشوایان مذاهب چهار گانه را درباره‏ى آن متذکر وبرخى را نقد مى‏کند و پس از آن دیدگاه امامیه را با اصطلاح “وعندنا” یا “وفى مذهبنا” بیان مى‏ دارد.

وى نیز مناقشات تفسیرى مفسران متاخر از تابعین مانند طبرى یا جبایى و… را نقل و بعد از ارزیابى، رد یا ترجیح مى‏نماید در این میان به دلیل در دسترس بودن تفسیر طبرى، شیخ از روایات تفسیرى و اقوال مفسران که در جامع البیان آمده به خوبى بهره مى گیرد، لیکن اغلب آنها را به صحابه و تابعین نسبت داده است و بسیار گسترده تر از طبرى آنها را جرح و تعدیل مى‏ نماید.

*مباحث کلامى‏

در مباحث کلامى شیخ دو هدف رد و اثبات را دنبال مى‏کند. وى شالوده‏ى عقاید کلامى مذهب شیعه را در بعد اثباتى و اشاعره و معتزله را غالبا در بعد ابطالى در این تفسیر بیان داشته و از هر گونه تاویلات نادرست و غیر معقول اجتناب نموده است، انگیزه‏ى مفسر گرانقدر از طرح مباحث کلامى، استفاده از قرآن کریم به عنوان یک اهرم دفاعى در ابطال مذاهب کلامى اعم از معتزله و اشاعره و دیگر فرق تابعه آنها مى‏باشد. چه اینکه آنها (به ویژه اشاعره) قرآن را تابع دیدگاه‏ هاى عقاید خویش نموده و با استناد به ظواهر موافق و آیات متشابه، پایه‏ هاى مذهب کلامى خویش را مستدل نموده‏ اند.

وى در تعقیب این هدف کلى، به طرح مباحث کلامى، به دو گونه‏ ى مستقیم و غیر مستقیم مى‏ پردازد، زیرا معمولا، اینگونه مباحث در غیر آیات کلامى، از اصل تفسیر آیه کریمه جداست، بطورى که در پاره ‏اى از موارد، بیان دلالتها و استفاده کلامى از آیات در رد مطلبى، بسیار خفى و دقیق ذکر شده که به نوع خود از نکات شایان توجه در این گونه مباحث است.

نقل اقوال کلامى متکلمان که اغلب از معتزله مى‏ باشند در کنار دیدگاه ‏هاى شیخ مشهور است، و از شیوه جدلى طرح پرسش و پاسخ آن در این موارد استفاده مى‏ نمایند.

محور عمومى ردود کلامى شیخ متوجه اشاعره و فرق تابعه آنها از جمله مجسمه، مشبهه و حشویه مى‏ باشد، که شاید بتوان گفت حدود 80 % ردود باشد و درصدى چند نیز در رد پاره‏اى از آراء معتزله، در مسائلى چون فسق، کفر، وعد و وعید، توبه، عقاب و ثواب و احباط مى ‏باشد.

بیش از نه فرقه کلامى دیگر نیز مورد طعن و جرح شیخ قرار گرفته ‏اند از قبیل مرجئه، خوارج، کرامیه، غلاه، تناسخیه،…


انتخاب تبیان‏

این ویژگى‏ ها، بخش قرآن مرکز تحقیقات کامپیوترى علوم اسلامى را برآن داشت تا جهت اطلاع‏ رسانى بهتر از محتوا و شیوه‏ ى تفسیر، آن را در دستور کار خود قرار دهد، و از آنجایى که روش موضوعى از بهترین روش هاى موجود براى استخراج مطالب و ارائه منظم و مفید آنهاست، تصمیم بر این شد که بر مطالب و مباحث آن صفحه به صفحه و حتى سطر به سطر دقیقا مطالعه و در قالب موضوعاتى مناسب (به عنوان چکیده‏ ى متن)، گویا و فراگیر ارائه گردد.


ج _ مراحل فرهنگ موضوعى تفسیر تبیان‏:

انجام این طرح در پنج مرحله‏ ى کلى تعریف شد:

1. موضوع بردارى از متن‏

2. نمایه سازى از موضوعات

3. تکواژه سازى از نمایه ها و هماهنگ سازى آن‏

4. ریشه یابى تکواژه

5. سیستم جانبى شامل مشترکات، مترادفات و مرتبطات در تکواژه‏ ها

لازم به ذکر است که در کلیه مراحل، کنترل و ارزیابى انجام مى پذیرد.

* مرحله اول : موضوع بردارى‏

در مرحله نخست ده جلد تفسیر تبیان چکیده نویسى گردید. تعداد این چکیده ‏ها که بعدها نام موضوع را به خود گرفت 31910 عنوان مى‏ باشد. و به طور میانگین از تفسیر هر آیه، 5 چکیده استخراج شد.

اصل کلى در موضوع بردارى که “خواندن دقیق متن، تلخیص آن و ارائه موضوع کلى در ابتداى هر فراز و سپس موضوعات جزیى، به گونه ‏اى که هیچ مطلب مهمى بدون موضوع بر جاى نماند” مى‏ باشد، لحاظ گردیده لکن با توجه به تنوع مباحث تبیان و تخصصى بودن آن تصمیم بر آن شد که اصل مذکور به نحو کامل در بیانات تفسیرى و هر آنچه که مرتبط به تفسیر آیات و مباحث تفسیرى است رعایت گردد اما در مباحث غیر تفسیرى سعى گردید موضوع به نحو کلى ارائه شده و جزئیات متن موضوع بردارى شده در نمایه گنجانده شود.

در همین راستا:

1. مباحث لغوى، ادبى، بلاغى و قرائت تنها آنچه که مرتبط به تفسیر و فهم آیه و مورد تاکید مصنف بوده موضوع بردارى شده و جزئیات در نمایه آمده است.

2. مباحث کلامى، اجتماعى، تاریخى، آنچه که مرتبط به تفسیر آیات بوده به طور جزیى آمده ولى مباحث مستقل به نحو کلى موضوع بردارى شده و جزئیات در نمایه آمده است.

3. در مباحث روایى شامل روایات تفسیرى، اسباب نزول و غیرتفسیرى، اصل اولى گنجانیدن هر روایت در موضوع کلى است مگر آنکه شامل مباحث مرتبط به تفسیر آیات یا بسیار طولانى باشد که نتوان مفاهیم کلیدى آن را در موضوع واحد خلاصه کرد. در ضمن جزئیات روایات که در موضوع گنجانده نشده در نمایه ظاهر گردید و نیز مفاهیم کلیدى که در متن روایت وجود دارد ولى در موضوع کلى آورده نشده، نمایه سازى شد.

4. در موضوعات بر اصطلاحات موجود در آیات و متن حتى الامکان تحفظ شده است.

لازم به ذکر است که این مرحله به صورت دستى و در فیشهاى از قبل طراحى شده (شامل موضوع، نمایه و شماره صفحه و ابتداى سطرى که موضوع از آن استخراج شده) انجام گرفت و سعى شده موضوعات بین حداقل 60 و حد اکثر 160 حرف ارائه گردد. موضوعات هر محقق توسط محقق دیگر از جهت درک مطلب و شکل ادبى آن کنترل و ارزیابى گردیده است.

* مرحله دوم: نمایه سازى‏

در مرحله بعد محورهاى اصلى هر موضوع در قالب مدخل‏ هایى مرکب و دو جزیى به نام نمایه تعیین گردید. با ثبت 61029 نمایه‏ ى غیر تکرارى و بیش از 135000 نمایه ى تکرارى، آشکار است که براى هر موضوع بطور متوسط 4 نمایه اختصاص یافته است.

اصل کلى در نمایه سازى “ارائه ‏ى تمام مفاهیم کلیدى موضوع و یا متنى که از آن موضوع استخراج شده به صورت نمایه ترکیبى” است.

ذکر چند نکته در نمایه سازى ضرورى به نظر مى رسد:

1. سعى شد که نمایه از دو کلمه فراتر نرود مگر آنکه دو واژه یا بیشر، یک کلمه محسوب شوند از قبیل اعلام، اسامى مرکب و مضاف و مضاف الیه در صورتى که حاکى از اصطلاح یا معنى خاص است، و یا اینکه به عنوان تکواژه براى کلمه محسوب نشود مانند عدم و نفى.

2. آیاتى که در متن به آنها استشهاد شده ولى موضوع ذیل آیه‏ ى اصلى آورده شده، به صورت شماره سوره و آیه در بخش نمایه فیش بردارى شده است.

3. همزمان با کنترل موضوعات، نمایه ‏ها نیز از جهت ادبى و حداقل هماهنگى ارزیابى شده است.

4. سعى شد بر اصطلاحات متن و آیات در نمایه تحفظ شود و تفاوت بین واژه‏ هاى قریب المعنى رعایت گردد مثلا در تفسیر به لغت “معنى کذا” و تفسیر به غیر لغت و یا قول مفسران “تفسیر کذا” و در تبین اصطلاح خاص “تعریف کذا ” به کار رفته است.

5. مواردى که در متن معین بوده ولى در موضوع اظهار نشده است، در نمایه ظاهر مى گردد از قبیل اسامى اماکن و ایام، قائلین نظرات و اسامى کتب و….

6. از آنجا که در موضوع‏ بردارى مباحث غیر تفسیرى؛ کلیت موضوع مد نظر است، سعى گردیده جزئیات متن در نمایه گنجانده شود تا تمامى مطالب متن به کاربر ارائه شود.

* مرحله سوم: تکواژه ‏سازى از نمایه‏ ها و هماهنگ‏ سازى‏

در این مرحله براى هر یک از نمایه ها، کلیدى‏ ترین واژه ‏ها و اصطلاحات با نام کلیدواژه‏ها ثبت گردید که این واژگان، محورى‏ ترین عناوین هر موضوع به‏ شمار مى‏ روند و گرچه در روند تولید، در آخرین مرحله، ثبت مى‏ گردند ولى در مسیر بازیابى نخستین مرحله پژوهش را شکل مى ‏دهند؛ یعنى در هر تحقیقى باید کلیدى‏ ترین و اصلى‏ ترین محور هر خواسته را تعیین نمود و به اصطلاحى‏ ترین شکل رایج بیان کرد و سپس این واژه را در فهرست کلیدواژگان جستجو نمود. پس از یافتن کلیدواژه مقصود؛ با انتخاب آن به فهرستى از نمایه ‏ها دست خواهیم یافت که هر یک به سبب داشتن قیدى افزون‏تر، نسبت به کلیدواژه اصلى، مجموع مطالب مربوط به آن کلیدواژه را به گروه‏هاى کوچکتر تقسیم مى‏ کنند. با یافتن یک یا چند عنوان مورد نظر و با انتخاب آنها فهرستى از موضوعات آشکار خواهد گردید که هر یک از متنى از تفسیر استخراج گردیده ‏اند و انتخاب هر کدام کاربر را به نشانى و متن تبیان منتقل خواهد ساخت.

تعداد کلیدواژه ‏هاى تکرارى تفسیر تبیان که بیش از 278000 عدد مى‏ باشد، نشانگر انواع مسیرهاى بازیابى مطالب از تفسیر می ‏باشد. این تعداد انبوه در فهرست کلیدواژه‏ ها در ضمن 11821 اصطلاح غیر تکرارى مندرج شده که به خوبى میزان بالاى هماهنگى واژگان را به نمایش مى‏ گذارد.

اصل کلى؛ تبدیل اجزاى هر نمایه به تکواژه است ولى ذکر چند نکته ضرورى به نظر مى رسد:

1. واژه ‏هایى که حفظ آنها ضرورى به نظر نمى‏ رسد مانند عدم و نفى (به معنى سلب) تبدیل به تکواژه نمى‏ شوند.

2. واژه‏ هاى مرکب از قبیل اعلام و اسامى خاص و اصطلاحات مرکب مانند البیت‏ الحرام، آل‏ عمران، آیات ‏الاحکام که در نمایه یک کلمه محسوب شده ‏اند، در تکواژه هم به صورت مرکب آوره مى‏ شود.

3. واژه ‏هایى که معناى آنها با اختلاف حرکت و اعراب، متفاوت است و بدون حرکت یک شکل مى ‏باشند، حرکت آنها در تکواژه اظهار مى ‏گردد مانند المِثل، المَثَل، المُثُل رسم الخط یکسان در تکواژه‏ ها باید لحاظ شود.

سپس مرحله هماهنگ سازى آغاز مى‏ شود که این خود در دو مرحله انجام مى‏ گیرد:

1. هماهنگ‏ سازى موضوعات؛ از آنجا که موضوعات با ذوق و سلیقه موضوع‏ بردار استخراج شده و بعد از کنترلهاى متعدد سعى شده تا مفهوم متن را به‏ آسانى منعکس کند، از این رو هماهنگى کامل بین آنها ضرورى تشخیص داده نشد و تنها سعى گردید با قرار دادن موضوعات بین حداقل 60 و حداکثر 160 کاراکتر و نیز ارزیابى مجدد موضوعات از جهت محتوا و شکل ظاهرى، تا حد زیادى بین آنها هماهنگى شود.

2. هماهنگ‏ سازى نمایه ‏ها؛ بر خلاف موضوعات، هماهنگى بین نمایه‏ ها ضرورى به نظر مى رسد از این رو هماهنگ ‏سازى در چند مرحله انجام گرفت:

* ابتدا نمایه‏ هایى که بیش از دو تکواژه دارند بررسى شده و در صورت امکان به دو نمایه یا بیشتر تقسیم گردید تا با حفظ دو کلمه‏اى بودن نمایه‏ ها، هماهنگ ‏سازى بین آنها آسان‏تر شود.

* کنترل و بازبینى تک تک نمایه ‏ها از جهت محتوا و شکل با چینش از چپ و راست که باعث هماهنگى بین نمایه ‏هاى داراى یک محتوا و ویرایش ادبى و روشى آنها مى ‏شود.

* انجام تستهاى خاص از قبیل تست نمایه ‏هاى مشترک ذیل یک موضوع، تست بیشترین تکواژه تکرارى ذیل یک موضوع، تست اعم و اخص، تست نمایه ‏هایى که از دو واژه ‏ى متفاوت ولى داراى یک ریشه شکل گرفته ‏اند (این تست بعد از ریشه زدن به تکواژه ها انجام گرفت.)

لازم به ذکر است که جهت ایجاد هماهنگى بین موضوعات و نمایه‏ ها در دو مرحله اول طرح که به صورت دستى انجام گرفته است، سعى گردید با برگزارى جلسات متعدد و طرح مشکلات و موارد خاص موضوع بردارى و تدوین آیین نامه خاص، تا حد قابل توجهى بین موضوعات و نمایه‏ ها هماهنگى ایجاد شود که این خود باعث سرعت هماهنگ‏ سازى در این مرحله گردید.

* مرحله چهارم: ریشه یابى‏

پس از بازبینى تکواژه‏ ها و تثبیت رسم الخط آنها به این مرحله وارد مى‏ شویم، فهرست ریشه کلیدواژه ‏ها از امکانات سیستم جانبى برنامه فرهنگ موضوعى است که مى ‏تواند به محققان در دستیابى به شکل منتخب اصطلاحات و مشتقات کمک ‏رسانى نماید.

تکواژه ‏ها را از جهت ریشه مى‏ توان به چهار گروه تقسیم نمود:

* تک ریشه اى: تکواژه‏اى که داراى معنى خاص یا معانى متعدد بوده و اهل لغت تنها یک ریشه براى آن ذکر کرده‏ اند.

* چند ریشه ‏اى: تکواژه‏اى که معانى مختلفى داشته و ریشه‏ ى هر معنى متفاوت است و یا اهل لغت ریشه‏ هاى متعددى براى آن ذکر کرده اند. مانند الملائکه داراى ریشه ‏هاى ملک، لئک، ألک.

* بدون ریشه: تکواژه‏اى که علم و اسم خاص است، خود تکواژه با علامتى خاص در بخش ریشه آورده مى‏ شود. البته اگر تکواژه دو کاربرد داشته باشد یعنى هم از اعلام بوده و هم در معناى خاص بکار رفته است در این صورت ریشه و خود تکواژه هر دو لحاظ مى گردد.

* ریشه مرکب: اگر تکواژه‏اى به صورت اصطلاح مرکب یا اسم مرکب باشد در این صورت ریشه ‏ى هر دو با هم آورده مى‏ شود و در صورتى که اسم خاص باشد خود تکواژه و ریشه هر دو لحاظ مى گردد.

مانند اصحاب الیمین = صحب + یمن؛ المسجد الحرام = سجد + حرم.

یادآورى مى‏ شود که پس از اتمام مرحله ریشه‏ یابى تست نمایه‏ هاى داراى ریشه مشترک ذیل یک موضوع براى هماهنگى بین نمایه ‏ها اجرا مى شود.

* مرحله‏ ى پنجم: سیستم جانبى مشترکات، مترادفات و مرتبطات‏

از آنجا که فرهنگ موضوعى، فرهنگى مفهومى و معنا محور است؛ تعدد معانى واژگان و دلالت الفاظ متعدد بر معناى واحد از عللى بود که تدوین سیستم‏هاى مشترکات و مترادفات را الزامى مى‏ ساخت. در نظام مشترکات هر واژه به معانى مختلفى که ممکن است از آن در برنامه حاضر اراده شود، تفکیک مى‏ گردد و در نظام مترادفات واژه ‏هاى داراى معناى واحد به صورت ماشینى به واژه مرجع ارجاع داده مى‏ شوند.

دقت در ثبت کلیدواژه‏ها در عین آنکه مانع از همسان‏ سازى مفاهیم متفاوتى مى ‏باشد که داراى اختلافات معنایى دقیقى مى‏ باشند، ولى لزوم ارجاع بین چنین واژه ‏هایى نظام مرتبطات را بنیان نهاد.

1. سیستم مترادفات:

اصل کلى در مترادفات “ارائه مترادفات مشهور هر تکواژه که در لیست تکواژه ‏ها وجود ندارد (اگر وجود داشت آن را به یک مفهوم مشهور تبدیل کرده به وسیله مترادفات به موضوع وصل مى‏ گردد)، مى‏ باشد که خود به دو قسم مترادف اختیارى و اجبارى تقسیم مى‏ گردد، در ستون مترادف اجبارى عناوین دیگرى از تکواژه که در شکل متفاوت، ولى در مصداق با تکواژه یکى هستند، آورده مى‏ شود، نمودِ بیشتر این نوع مترادفات در اعلام است مثلا تکواژه ابن سینا، مترادف اجبارى شیخ الرئیس ابو على سینا و… است.

در ستون مترادف اختیارى کلیه ‏ى مترادفات مشهور تکواژه که در لیست تکواژه ‏ها وجود ندارد ارائه مى‏ گردد. در نهایت مقدار 2272 مترادف در این برنامه اعمال شده است.

2. سیستم مرتبطات:

در ستون مرتبطات کلیه تکواژه ‏هایى که در لیست تکواژه ‏ها وجود دارند و به یکى از روشهاى ذیل با تکواژه در ارتباط است، آورده مى‏ شود.

* اقسام و قسیم: اگر تکواژه‏اى اقسامى دارد یا قسیم تکواژه‏ ى دیگر است، کلیه‏ ى اقسام و قسیمها در مرتبطات آورده مى‏ شود. از قبیل: العلم: الحضورى، الحصولى.

* مترادف و متضاد: تمام مترادفات و اضداد و نقیض‏هاى تکواژه که در لیست تکواژه‏ها وجود داشته باشد، در مرتبطات آورده مى‏شود. از قبیل: الاحسان : الاسائه، البر.

* کل و جزء: اجزاء در تکواژه کل و کل در تکواژه اجزاء به عنوان مرتبط آورده مى‏شود از قبیل: الصلاه: الرکوع، السجود، القراءه….

* کلى و افراد: افراد در تکواژه‏ى کلى و کلى در تکواژه‏ ى افراد به عنوان مرتبط آورده مى‏ شود به عنوان نمونه در ستون مرتبطات الانبیاء نام انبیاء موجود در لیست تکواژه ‏ها آورده مى‏ شود.

* مفسر و مفسر به: تفسیرهاى تکواژه در ستون مرتبطات آورده مى ‏شود که این امر نیاز به رجوع به نمایه‏ هاى تکواژه دارد.

* مشتقات: مشتقات تکواژه در صورتى که در لیست تکواژه ‏ها وجود داشته باشد، از مرتبطات محسوب مى‏ گردد.

* غیره: در صورتى‏ که بین دو تکواژه ارتباط خاص و معهود باشد که در یکى از امور فوق نگنجد، از مرتبطات محسوب مى ‏گردد. مانند الانبیاء: العصمه، الوحى‏

* اسباب نزول و قرائات: تکواژه‏ ى اسباب النزول، از مرتبطات اعلامى که آیه ‏اى در مورد آنها نازل شده؛ محسوب مى‏ گردد و نیز تکواژه‏ ى القراءات به عنوان مرتبط کلماتى که در آن اختلاف قرائت شده، آورده مى ‏شود.

سهم این برنامه 85693 ارتباط بوده است.

3. سیستم مشترکات:

در ستون مشترکات کلیه تکواژه‏ هایى که در لیست تکواژه ‏ها وجود دارند و با واژه‏ ى مورد نظر، اشتراک لفظى دارند، بوسیله حرکات اعرابى یا توضیح معنا داخل قوسین، از اشتراک ظاهرى بیرون مى‏ آید و با درج معناى آنها دایره‏ ى معنائى آن واژه از واژگان دیگر جدا مى ‏گردد. این سیستم 2142 مشترک را درخود جاى دارد.

در پایان فرهنگ موضوعى تبیان با 31910 موضوع، 61029 نمایه‏ ى غیر تکرارى و بیش از 135000 نمایه‏ ى تکرارى، 11821 تکواژه‏ ى غیر تکرارى و بیش از 278000 تکواژه ‏ى تکرارى به سرانجام رسیده است.

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “فرهنگ موضوعی تفسیر تبیان”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

محصولات مرتبط

قالب ووکامرس